
به فاطمه گفتم هرطور شده، ساعت نه میروم روی پشتبام و اللهاکبر میگویم تا همسایهمان خیال نکند همهی ایران مثل خودش فکر میکنند. فکر نکند همهی مردم خواهان آن شاهِ شفتهاند. باید آن همسایهی کناری که با بلندگو فریاد میزد جاوید شاه را بنشانم سرجایش!
فاطمه اما میگفت اگر اینجور فکر میکنی نرو! چون باورت به این کلمه قد نمیدهد! کلمهی اللهاکبر وسیعتر از این حرفهاست. بازی نیست. میگوییم اللهاکبر که داد بزنیم خدا بزرگتر از همهی کلهگندههای ظالم جهان است. ما داریم سنت الهی توی تمام تاریخ بشریت را فریاد میزنیم. بازی نیست.
نرگس لقمانیان
سهشنبه | ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ | اصفهان