
مهدی علاقه خاصی به امام زمان (عج) داشت. به ما تأکید میکرد که در امور و کارها به اهلبیت (ع) متوسل شویم. در رأس این توسلات، توسلش به امام زمان (عج) بود. میگفت: «ما باید کارها را به حضرت ارائه بدهیم و از ایشان راهکار بخواهیم؛ چون مسئول ما در زمان حال، امام زمان (عج) هستند.»
مهدی آرزو داشت که انقلاب ما جهانی شود تا مقدمهی ظهور امام عصر (عج) فراهم شود. سال ۱۳۵۵، نیمهشعبان را جشن گرفتیم. برای جشن، تکیهای بنا و آن را تزئین کرده و ریسه کشیده بودیم. همان زمان مهدی هم از راه رسید. دیدم نگاهی به تکیه کرد و سرش را تکان داد! گفتم: «چیزی شده؟ چیزی کمه؟» گفت: «جشن میلاد امام زمان که پشت ستمگران را نلرزاند که فایدهای ندارد!»
–دیگه فرصتی نیست چیزی اضافه کنیم.
–هر کاری میشه باید بکنی، هرچند کوچیک باشه.
–مثلاً چی کار؟
سریع یک پارچه سرخرنگ آورد و این بیت شعر را روی آن نوشت:
*بود آن روز بر ما عید مطلق
که در جنبش در آید پرچم حق*
در زمان طاغوت شاهنشاهی، نوشتن اشعار اینچنینی و نصب آن در ملا عام، جرم محسوب میشد. بعد آن پارچه را در تکیه، جایی که در دید همه بود نصب کرد.
هدیه به شهید مهدی فیروزی _ صلوات
چهارشنبه | ۱۵ بهمن ۱۴۰۴ | فارس