در تب و تاب عید دیدنیها بودیم.
گوشه چشمی هم داشتیم به آخرین جمعه ماه رمضان که یادمان نرود.
دست خودمان که نیست، دو مأموریت در یک زمان کار سختی است.
هم تا سحر بیدار باشی و هم مهمان شوی و هم مهمانداری کنی.
دلخوشیم به تعطیلات نوروزی دیگر، گاهی چشمهایمان نُه صبح را نمیبیند
شاید میبیند و ما نمیبینمش.
امشب از مهمانی افطاری برگشته بودیم و در حال آماده شدن برای میزبانی از مهمان بودیم که یکی از ما دستش رسید به کنترل تلویزیون و قاب شبکه یک روشن شد.
چشمم پایید صحنهای که به نظرم کمتر دیده بودم
رهبر معظم انقلاب میکروفون در دست، ایستاده. مطلبی میگفتند.
قبل از اینکه صدای تلویزیون بلند شود در حالی که ظرف میوه دستم بود و به سمت آشپزخانه میرفتم
از ذهنم گذشت، این نوع میکروفن ساده بدون لوگو، بدون مستمع، دیواری که سفید بود بدون تزئینات خاص و بدون عکسهای خاص، برخلاف سنوات گذشته حتی صندلی در وسط نبود، یکم به چشمم غریب آمد.
ته ذهنم گفتم حتما تعجیلی در کار بود که مسئولین بیت وقت تنظیم دکور و میکروفن نداشتند.
در همین عوالم بودم که زنگ در خانه به صدا درآمد و ما را متوجه مهمانهایمان کرد.
دیگر چیزی به یاد ندارم تا دو نیمه شب، وقتی گوشی دست گرفتم و اخبار روز را ورق میزدم دیدم انگار این اتفاق برای خیلی از مردم کشورم سوال برانگیز و بیسابقه بوده.
آقا امشب عمدی داشتند که سرپا و در یک حرکتی که کمتر دیده بودیم مردم را دعوت به شرکت در راهپیمایی روز قدس کردند.
در دلم گفتم آقاجان!
سرتان سلامت
امسال در غیاب رئیسیها و سیدحسنها برایت رئیسی و سیدحسن میشویم
نه تنها خودمان که همه را مثل خودتان سرپا و بیسابقه به راهپیمایی روز قدس دعوت میکنیم.
ما ملت سال پیش نیستیم، فرق دارد.
وقتی سرداری رفت ملتی برای رهبرش سردار میشود.
به امید روزی که امت اسلام پیروزی فلسطین را جشن بگیرند.
سارا رحیمی
جمعه | ۸ فروردین ۱۴۰۳ | ساعت ۰۳:۰۰ | #خراسان_شمالی #بجنورد
راوی راه؛ روایت خراسان شمالی
eitaa.com/raviraah