چهار شنبه, 08 بهمن,1404

دیکتاتورِ از گور برگشته!

تاریخ ارسال : جمعه, 03 بهمن,1404 نویسنده : رسا پورباقی رشت
دیکتاتورِ از گور برگشته!

حوالی ساعت ۲۱ از خیابان ضیابری به سمت رشتیان می‌رفتم که متوجه شدم ماشین‌ها تک‌لاین می‌روند. دهنه‌ی سام، جمعیت را دیدم که شعار می‌دادند. چند جوانِ دختر و پسرِ نقاب‌دار، جاده را تا نیمه بسته بودند و به ماشین‌هایی که رد می‌شدند، دستور می‌دادند که بوق بزنند.

چشمم به بقعه‌ی سمت راست خیابان افتاد که عده‌ای با فریاد و مشت و لگد و چوب، مشغول شکستن در و پنجره‌ی آن بودند. جمعیت در همراهی شعار می‌دادند: «مرگ بر دیکتاتور!»

کاش لااقل یک شعارِ متناسب با توحش انتخاب می‌کردند تا این تقارن این‌قدر مضحک نشود. برایم سؤال شد که واقعاً «چه کسی صحنه‌گردان این تناقض مسخره و ویرانگر است؟ خودِ مردم یا دستی پشتِ پرده؟»

به دالانِ تنگِ عبورِ ماشین‌ها رسیدم. تابلوهای رانندگی و استندهای دیگر را کنده و در مسیر قرار داده بودند. لحظه‌ی عبورِ ماشینم کند و سخت گذشت؛ رد شدن از بین آن جمعیت عصبانی، با چوب و سنگ، واقعاً دشوار بود. دیدم به ماشین‌هایی که رد می‌شدند، تراکتی می‌دهند.

شیشه را یک لحظه پایین دادم؛ دختر نقاب‌دار نگاه مشکوکی به من کرد و با اکراه تراکتی به من داد. رویش عکس شیر پیر و چروکیده‌ی ترسناکی بود که شمشیر به دست داشت و کنارش متنی نوشته شده بود که دیگر برایم سؤالی باقی نگذاشت. آنجا بود که دیگر هیچ تناقضی احساس نکردم؛ زیر لب گفتم: «مرگ بر دیکتاتور...»

رسا پورباقی

جمعه | ۱۹ دی ۱۴۰۴ | #گیلان #رشت

برچسب ها :