چهار شنبه, 22 بهمن,1404

عین نماز، واجب

تاریخ ارسال : چهار شنبه, 22 بهمن,1404 نویسنده : خاطره کشکولی شیراز
عین نماز، واجب

موقعه‌ای که می‌دویدم زمین زیر پایم می‌لرزید. اگر می‌ایستادم آسانسور برسد وقت تلف می‌شد. چادرم را روی سرم انداختم و سیدطاها را بغل گرفتم و با ریحانه‌سادات به وسط راه‌روی بلوک دویدیم. ریحانه تا آمد کلید آسانسور را بزند گفتم: «بیو بریم تا آسانسور بیاد موندیم و کار تمومه.»

دو دقیقه مانده بود. عهد کرده بودم، سر ساعت نه شب الله‌اکبر را فریاد بزنم، وسط همان محوطه‌ای که شب‌های اغتشاشات رژه می‌رفتند و شعار می‌دادند. سیدطاها را محکم بغل گرفتم و با دست دیگر زیر چادرم را چسبیدم. ریحانه‌سادات هم از پشت سر چادرم را گرفت. همه جا ساکت بود، جز نورافشانی‌هایی که چند کیلومتر آنطرف‌تر توی هوا منفجر می‌شدند و می‌درخشیدند. صدایم را صاف کردم و فریاد زدم:

الله‌اکبر، الله‌اکبر، الله‌اکبر...

بار چهارم چندتا سر آمد پشت پنجره، دور خودم می‌چرخیدم و فریاد می‌زدم. اشکم هم همراه الله‌اکبرها تندتند می‌ریخت. نمی‌دانم بار چندم بود که الله‌اکبر را گفتم. از نه گذشته بود که چند مرد و چندزن همراهی‌ام کردند. دور خودم می‌چرخیدم و بلوک‌ها را رصد می‌کردم، نمی‌دانم کدام شیرپاک‌خورده‌هایی بودند. فقط می‌دانم صدایم توی صدایشان گم شده بود.

ماشینی چند متر آنطرف‌تر، کنار پارکینگ ماشین‌های توی محوطه متوقف شد و آمد پایین و صدایش را بالا برد:

_ خفه شو!

بلندتر فریاد زدم الله‌اکبر و از کنارش رد شدم.

صداها بیشتر و بیشتر شد. سید خانه نبود و نمی‌دانست توی محوطه هستم. چند دقیقه بعد صدای آشنایی نظرم را به پنجره واحدمان جلب کرد. سید سرش را از پنجره بیرون آورد و او هم فریاد زد:

الله‌اکبر!

ریحانه تا پدرش را دید بلندتر فریاد زد. طاها هم شارژ شده بود. الله‌اکبر، مرگ بر آمریکا.

به نفس‌نفس افتادم. گلویم می‌سوخت. بدنم از سرما می‌لرزید، تازه فهمیدم بدون پوشیدن لباس گرم، تنه خودم و بچه‌ها بیرون آمده بودیم. از سکوت خانه فرار کردیم توی محوطه زلزله به پا کردیم. صدایمان اکو می‌خورد و چندبرابر می‌شد. حین رفتن توی بلوک چند نفر به تمسخر خندیدند. من هم تا توی بلوک و حین سوار شدن به آسانسور تکبیرم را قطع نکردم.

در را که باز کردم سید گفت: قبول باشه، آروم شدی حالا.

پی‌نوشت: فیلم مربوط به چند شب قبل توی حیاط خانه پدری است. پیشواز رفتیم و تکبیر گفتیم و لبیک یا خامنه‌ای با نوه‌ها سردادیم.

خاطره کشکولی

سه‌شنبه | ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ | فارس شیراز


دانلود فایل عین نماز، واجب


برچسب ها :