
اولینبار نبود که به گوشش میخواندم: «ننه، تا کی میخوایید همهی کارها رو خودتون انجام بدید؟ نون پختن و کاشت هویج و ذرّت محلی تا کی؟ توی بازار فَت و فراوان ریخته. فقط کافیه سر کیسهی مبارک رو شل کنید.»
_ محصولاتی که خودم میکارم کجا و بازاریها کجا؟ محصولات بازاری تراریختهاس. فرنگیها همه چی رو دستکاری کردن؛ خوردنیها، فرهنگ، دین و آدمها.
از تعجب چشم پرتاب کردم بیرون: «آدمها رو؟!»
_ها ننه. قدیمتر، وقتی هنوز دشمن دینمون رو نشانه نگرفته بود، مرد سالارِ خونه بود و زن سوگلی خونه. تیشان فیشان زن فقط برای مردش بود. هیچوقت صداش رو واسهی مردش نمیبُرد بالا. مرد هم رو ناموسش غیرت داشت. تا میگفت: «خانوووم! تصدّقت بشم. روی ماهتو فقط خودم ببینما!!» زن دلش غنج میرفت. مثل حالا نبود که برگرده به شوهرش بگه: «تو داری منو محدود میکنی!» کافی بود مردِ خونه واسهی بچههاش صلاح و مصلحتی بیندیشه و توصیهای بکنه، حرف پدر تموم نشده چشم گفتن از دهن بچهها نمیافتاد. ولی حالا، ننه خاک به سرم! تو بعضی خونهها مرد شده اضافی! خطّی ازش نمیخونن. خونه فقط یه سالار میخواد، یه پادشاه میخواد، که اگه یکی نگاه چپ انداخت به خونه و اهل خونه، براش گردن کلفت کنه. رگ غیرتش رو نشون بده.
هنوز هم داریم از این مردها. مثل حاج قاسم، از نسل حضرت علی. این یعنی یک مرد دستکاری نشده. یک مرد واقعی.
مرد واقعی، روزت مبارک.
محبوبه پورعسکری
شنبه | ۱۳ دیماه ۱۴۰۴ | یزد