چهار شنبه, 08 بهمن,1404

نگاهم به نگاه توست

تاریخ ارسال : چهار شنبه, 01 بهمن,1404 نویسنده : سیده فاطمه حسینی رشت
نگاهم به نگاه توست

مسجد و چندین دهانه از مغازه‌های بازار در آتش می‌سوخت؛ مسئول آتش‌نشانی رشت در میانه‌ی میدان ایستاده بود و هرم گرمای آتش، روی صورتش سایه‌های مواجی می‌انداخت. 

می‌گفت: «هیچ‌جای دنیا به نیروی امدادی حمله نمی‌کنند، ولی امشب به ما حمله شد. خودم و همکارانم مجبور به درگیری فیزیکی شدیم. شیشه‌های ماشین‌های آتش‌نشانی را شکستند و جلوی نیروها را گرفتند تا نتوانند به‌موقع آتش را خاموش کنند. زبانه‌ی آتش از سوختن مسجد بالا گرفت و به خانه‌های مسکونی رسید؛ به بازار و مغازه‌ها رسید و متأسفانه جان مردم هم علاوه بر اموالشان به خطر افتاد. کجای دنیا با نیروی امدادی چنین کاری می‌کنند؟»

بعد خانمی را نشان دادند که شاهد سوختن مغازه‌ها بود. زن، حرص‌وجوش‌زنان دست‌هایش را در هم می‌پیچید؛ از چشم‌هایش نگرانی و خشم می‌بارید. خبرنگار تا میکروفون را جلو برد، با التهاب گفت: «این اعتراضه؟ نه آقا، این اغتشاشه، این خرابکاریه! مال مردم را از بین بردن، به ما ضرر زدن، خدا آمریکا رو لعنت کنه و...»

مانده‌ام تلویزیون را خاموش کنم یا نه. اینترنت‌ها قطع است و نمی‌شود از گوشی اخبار را پی گرفت؛ از طرفی هم بچه‌ها این گزارش‌ها را می‌بینند و نگرانم آشوب به دلشان بیفتد. چشم‌هایشان منتظر است. شب گذشته صدای تیراندازی‌های رشت را شنیده بودند. صبح هم وقت برگشت، آثار آتش را روی پل‌ها، در و دیوارها، مساجد، مغازه‌ها و بانک‌ها با چشم‌های خودشان دیده بودند.

وقت کمک و دلداری دادن بود. گفتم: «می‌دونید که به نیروهای نظامی گفتن همه بیان وسط؛ رهبر دستور داده جلوی همه‌ی خرابکارا رو بگیرن. نمی‌ذارن دیگر این کاراشون رو ادامه بدن.»

کم‌کم حس آرامش داشت می‌نشست توی چشم‌هایشان. پرسیدند: «ما چند تا نیروی نظامی داریم؟ صد تا بیشترن؟»

وسط دلشوره و اضطراب، خنده‌ام گرفت. یک دل سیر خندیدم و گفتم: «نه مامان، خیلی بیشترن؛ خیالتون راحت.»

حالا شعارها شروع شد. بین خودشان چند جمله‌ای حرف زدند و بعد شروع کردند به رجز خواندن: «بله، بخوان بازم خرابکاری کنن، می‌زنن اینطوری لهشون می‌کنن؛ نمی‌ذارند کشور بهم بخوره و...»

من اما به عکس روی دیوار نگاه می‌کنم. حاج‌قاسم به افقی دور خیره مانده است. انگار تهِ قلبم خراش می‌افتد؛ با خودم زمزمه می‌کنم: «کاش بودی...» 

سیده فاطمه حسینی 

جمعه | ۱۹ دی ۱۴۰۴ | گیلان رشت 

برچسب ها :