پنجشنبه, 09 بهمن,1404
جستجوی پیشرفته
پنجشنبه, 18 اردیبهشت,1404

روایت چایخانه - ۱

کمی جا خوردم. شاید سؤال بی‌جایی به‌نظر می‌رسید. گفتم شاید می‌خواهند برایم پیراهنی تهیه کنند و یا شاید...

مشاهده »
پنجشنبه, 18 اردیبهشت,1404

روایت چایخانه - ۲

محسن برنامه‌ریزی سفر را به عهده گرفت و بلیط رفت و برگشت قطار برای همه خرید و همه با هم مُشرّف شدیم به آستان مقدس حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا (علیه السلام) ...

مشاهده »
پنجشنبه, 18 اردیبهشت,1404

روایت چایخانه - ۳

بازار روبوسی و دیدار داغ بود و من هم «دکتر سعید سلیمان‌پور» را همانجا یافتم و جویای دیگر همراهمان شدم که گفت به‌خاطر مشغلۀ کاری، برنامه‌اش جور نشد بیاید.

مشاهده »
پنجشنبه, 18 اردیبهشت,1404

روایت چایخانه - ۴

دو پیشانی چایخانه، یک برای خانمها و دیگری برای آقایان در نظر گرفته شده بود. یک‌طرف جای شستن استکانها بود و در کنارش جایی برای آبکشی استکانها و نعلبکی‌ها.

مشاهده »
پنجشنبه, 18 اردیبهشت,1404

روایت چایخانه - ۵

خودم را به او می‌رسانم و می‌گویم خسته نباشید. دستتان درد نکند، من جمع می‌کنم. می‌گوید می‌خواهم اسم مرا هم بنویسند!

مشاهده »
چهار شنبه, 17 اردیبهشت,1404

یک خواب، یک زیارت

«دو سه روز پیش بهش زنگ زدم و گفتم قراره پرچم امام رضا بیاد گالیکش. گفت که چند شب پیش، خواب دیده با لباس سفید داره یه پرچم سبز رو زیارت می‌کنه!»

مشاهده »