چهار شنبه, 08 بهمن,1404
جستجوی پیشرفته
شنبه, 28 مهر,1403

وقت جنگ

توی دقایق بامداد جمعه، انگار نشسته باشم وسط کنسرت استاد سقایی و او بخواند: "دایه دایه وقت جنگه سنگران بَونیت لَشَم دِرارید (سنگرها را ببندید و نعشم را بیرون بیاورید) قلایانه بَگردید چینه و چینه (خانه‌ها را دیوار به دیوار بگردید) ....

مشاهده »
شنبه, 28 مهر,1403

ماجرای نیم‌روز نابودی اسرائیل

پیش چشمم کمتر است از قطره‌ای این حکایت‌ها که از طوفان کنند جمعه، سیزدهم مهر ماه هزار و چهارصد و سه: ساعت شش و پنجاه دقیقه صبح از خانه بیرون زدیم. لقمه‌های نان و پنیر را از کیف در آوردم. نگاهم مثل آونگ میان دست بچه‌ها و خیابان تاب می‌خورد. دنبال جمعیت می‌گشتم، دنبال سروصدا.....

مشاهده »
شنبه, 28 مهر,1403

تازه فهمیدم سید خدایی داره

حزب‌الله تیپ گولانی را لت‌وپار کرده بود و ما خوشحال بودیم. از این حرف می‌زدیم که با این دست فرمان زمین‌گیر شدن کامل اسراییل دور نیست. ولی سید قاطی بود. نمی‌خندید. گُر گرفته بود.. ..

مشاهده »
شنبه, 28 مهر,1403

یا یحیی

فیلم لحظه شهادتش را چندبار نگاه می‌کنم. کوادکوپتر که به سمتش می‌آید همانطور آرام نشسته است روی مبل زهوار در رفته و خاکی. انگار که از نبردی تن به تن آرام گرفته باشد. شاید در آن لحظات، همه دوران زندگی، از کودکی‌اش در اردوگاه، تا ۲۳ سال اسیر و زندانی بودنش را مرور کرده باشد....

مشاهده »
شنبه, 28 مهر,1403

بیروت، ایستاده در غبار - ۱۹(جمهوری اسلامی! لطفا هسته‌ای شو!)

قدیم‌ها، صداوسیما که سرِ برنامه‌هاش با مردم توی کوچه و خیابان گفتگو می‌گرفت، یک جواب ثابت می‌شنید: "خوبه! فقط زمانش رو بیش‌تر کنن!".....

مشاهده »
شنبه, 28 مهر,1403

بیروت، ایستاده در غبار - ۱۸(بیم و امید!)

این روزها، حزب‌الله دارد شهرک‌های صهیونیستی و تل‌آویو و حیفا را می‌زند. مردم خوش‌حال‌اند؟ بله! خیلی؟ نه آن‌قدر که تصور می‌شود. دوستِ هم‌نویسم به دوست لبنانی‌مان خرده گرفت که تو چرا اندازه ماها خوشحال نمی‌شوی از این که حزب‌الله دارد اسرائیل را می‌زند؟.....

مشاهده »