چهار شنبه, 08 بهمن,1404
جستجوی پیشرفته
سه شنبه, 17 تیر,1404

روله روله

- برا چی می‌خواید حاج خانم؟ - قیچی بیارین. موهای دخترمو برای یادگار ببرم...

مشاهده »
سه شنبه, 17 تیر,1404

نانوشته‌ای به نام غیرت

محمد، مقابل گالری مزون عروسش ایستاده و دمق است. کنارش ترمز می‌کنم. تعارف می‌کند برویم داخل. سر صحبت باز می‌شود. جنگ، ورد زبان همه است...

مشاهده »
سه شنبه, 17 تیر,1404

می‌خوایم کفن درست کنیم

یکی از بچه‌ها بلند شد تا به چند نفری زنگ بزند و پول جور کند. یکی دو نفر هم گفتند می‌توانیم روی پس‌اندازهایشان حساب کنیم...

مشاهده »
سه شنبه, 17 تیر,1404

یک داغ دل بس است برای قبیله‌ای!

دوسه هفته‌ای صبح تا شب توی هتل لاله و بین مجروحان لبنانی ماجرای پیجر می‌چرخیدیم. تیم ایرانی خیلی با انگیزه و پرتلاش کار می‌کرد. اوضاع به هم ریخته‌بود...

مشاهده »
سه شنبه, 17 تیر,1404

هر موشکی اسمی داشت

زینب دوست لبنانی‌ام می‌گفت موشک‌ها که به آسمان لبنان می‌رسید هر شب سعدة الموسوي مادر شهید عدنان مهدی به زحمت از پله‌ها بالا می‌آمد و نفس نفس زنان خودش را به بالای پشت بام می‌رساند...

مشاهده »
سه شنبه, 17 تیر,1404

پناهگاه

خود من وقتی دلم آشوب می‌شود می‌روم توی گروه‌های مجازی‌ام. از دوست‌های تهرانی خبر می‌گیرم. سعیده از زندگی جاری زیر صدای پدافند و موشک می‌گوید...

مشاهده »