دوشنبه, 13 بهمن,1404
جستجوی پیشرفته
یکشنبه, 29 مهر,1403

تربیت شونده، تربیت کننده می‌شود

لگوهایش را روی زمین می‌ریزد و دوباره به اتاقش برمی‌گردد. چادر را روی شانه می‌اندازم و استکان چای را نزدیک دهان می‌برم؛ هرمش لبم را می‌سوزاند. محمدصادق با یک کاسه و چند قلم اسباب‌بازی دیگر از اتاق بیرون می‌آید و روبه‌روی من، کنار لگوها می‌نشیند. ....

مشاهده »
شنبه, 28 مهر,1403

تبلیغ عملی

چشم و هم چشمی همیشه هم‌ بد نیست‌. امروز در مهمانی خانه مامان، دو‌نفر از اقوام میل به دست با کامواهای آبی و کرم تند و تند رج‌ها را بالا می‌رفتند. دخترخاله مامان می‌پرسد چه می‌بافند و آنها توضیح می‌دهند شال و کلاه است برای جبهه مقاومت. ......

مشاهده »
شنبه, 28 مهر,1403

وقت جنگ

توی دقایق بامداد جمعه، انگار نشسته باشم وسط کنسرت استاد سقایی و او بخواند: "دایه دایه وقت جنگه سنگران بَونیت لَشَم دِرارید (سنگرها را ببندید و نعشم را بیرون بیاورید) قلایانه بَگردید چینه و چینه (خانه‌ها را دیوار به دیوار بگردید) ....

مشاهده »
شنبه, 28 مهر,1403

ماجرای نیم‌روز نابودی اسرائیل

پیش چشمم کمتر است از قطره‌ای این حکایت‌ها که از طوفان کنند جمعه، سیزدهم مهر ماه هزار و چهارصد و سه: ساعت شش و پنجاه دقیقه صبح از خانه بیرون زدیم. لقمه‌های نان و پنیر را از کیف در آوردم. نگاهم مثل آونگ میان دست بچه‌ها و خیابان تاب می‌خورد. دنبال جمعیت می‌گشتم، دنبال سروصدا.....

مشاهده »
شنبه, 28 مهر,1403

تازه فهمیدم سید خدایی داره

حزب‌الله تیپ گولانی را لت‌وپار کرده بود و ما خوشحال بودیم. از این حرف می‌زدیم که با این دست فرمان زمین‌گیر شدن کامل اسراییل دور نیست. ولی سید قاطی بود. نمی‌خندید. گُر گرفته بود.. ..

مشاهده »
شنبه, 28 مهر,1403

یا یحیی

فیلم لحظه شهادتش را چندبار نگاه می‌کنم. کوادکوپتر که به سمتش می‌آید همانطور آرام نشسته است روی مبل زهوار در رفته و خاکی. انگار که از نبردی تن به تن آرام گرفته باشد. شاید در آن لحظات، همه دوران زندگی، از کودکی‌اش در اردوگاه، تا ۲۳ سال اسیر و زندانی بودنش را مرور کرده باشد....

مشاهده »