تو عباس هستی!
بهار ۹۴، کربلا بودیم. نور کمرمق آفتاب افتاده بود روی فرشهای خانهی شیخ عباس کِشوان، کلیددار حرم حضرت ابوالفضل ع . دختر هشتماههام، روی زمین غلت میزد و دست دراز میکرد به نور. شیخ…
روایتها و نوشتههایی که با این واژه به هم رسیدهاند.
بهار ۹۴، کربلا بودیم. نور کمرمق آفتاب افتاده بود روی فرشهای خانهی شیخ عباس کِشوان، کلیددار حرم حضرت ابوالفضل ع . دختر هشتماههام، روی زمین غلت میزد و دست دراز میکرد به نور. شیخ…