شکار تورم
پشت شیشهی عقب پرایدش نوشته بود: «کاش نبودی ای تورم.» پلاک خوزستان بود. رد آفتابسوختگی روی کاپوتش واضحتر از هر چیزی به چشم میآمد. بهش میآمد سال تولیدش حوالی ۹۰ باشد. لابد بهخاطر…
میان روایتهای متنی، صوتی و تصویری بگردید و قصهای را پیدا کنید که با شما میماند.
۴ مطلب
پشت شیشهی عقب پرایدش نوشته بود: «کاش نبودی ای تورم.» پلاک خوزستان بود. رد آفتابسوختگی روی کاپوتش واضحتر از هر چیزی به چشم میآمد. بهش میآمد سال تولیدش حوالی ۹۰ باشد. لابد بهخاطر…
شامی را که در روغن داغِ ماهیتابه انداختم، با صدای جیغِ بلندی رویش فرود آمد. دستم را به ظرف پلاستیکی موادم رساندم و مشغول قالب گرفتنِ شامی بعدی شدم. در ذهنم، کارهای باقیمانده را ردیف…
دانشجو که بودیم، خبر رسید قرار است پیکر یک شهید در محوطه دانشگاه تشییع و همانجا به خاک سپرده شود. شاید برای خیلیها، ماجرا در همان تشییع و تدفین خلاصه میشد؛ اما برای عدهای، آن…
وقتی خبر به گوش رفقا رسید، شوخطبعیشان گل کرد. یکی گفت: «بیرون نرو، پهپادهای دشمن بهعنوان منبع اورانیوم شناساییت میکنن » دیگری گفت: «بعید نیست فردا اینترنشنال بگه جمهوری اسلامی…