پشت شیشهی عقب پرایدش نوشته بود: «کاش نبودی ای تورم.» پلاک خوزستان بود. رد آفتابسوختگی روی کاپوتش واضحتر از هر چیزی به چشم میآمد. بهش میآمد سال تولیدش حوالی ۹۰ باشد. لابد بهخاطر همین تورم نتوانسته بود عوضش کند. زده بود به دل کویر. احتمالاً همسفر بودیم. به همسرم گفتم: «خوبی امام رضا اینه موافق و مخالف رو دور هم جمع میکنه.»
به شیشهی عقب پراید نگاه کرد: «نوشتهی بالاش رو ندیدی؟». تازه چشمم بهش افتاد؛ بالای شیشه، بزرگ نوشته بود: «F35 نابودت کردیم.» عجیب بود که ندیده بودمش. رو کردم به همسرم: «انگار بهجز امام رضا چیزهای دیگهای هم هست که دور هم جمعمون کنه، مثلا هر چی که بتونیم باهاش سرمون رو تو جهان بالا بگیریم.»