ریحانه شفیعی
نویسنده و راوی

ریحانه شفیعی

روایت‌ها و نوشته‌های ریحانه شفیعی را در ادامه بخوانید.

از این نویسنده

نوشته‌ها و روایت‌ها

اثر معکوس

جلسه‌ی اولیا و مربیان بود. توی کلاسِ پسرهایمان نشسته بودیم و معلم روبه‌روی‌مان. خانم رو کرد به مادرها: «چرا پسرهاتون این‌قدر موشک می‌کشن؟» برق از سرم پرید. علی دیروز تعریف کرده بود که…

مگه ما فقیریم؟!

تازه از حرم برگشته بودیم که همسرم گوشی را دست گرفت. صدای زمزمه‌اش بلندتر از همیشه بود: «آخر کار خودشون رو کردن.» به سختی آب دهانم را قورت دادم: ـ چی شده مگه؟ ـ بنزین رو گرون کردن. ده…

بوشهر

شکار تورم

پشت شیشه‌ی عقب پرایدش نوشته بود: «کاش نبودی ای تورم.» پلاک خوزستان بود. رد آفتاب‌سوختگی روی کاپوتش واضح‌تر از هر چیزی به چشم می‌آمد. بهش می‌آمد سال تولیدش حوالی ۹۰ باشد. لابد به‌خاطر…

پس از سال‌ها

سریال «پس از باران»، هم شهربانو را صبور کرد و هم ما را. برای من و احتمالا هم سن و سال‌های من اولین سریالی بود که می‌توانست این طور میخکوبمان کند. ما دقیقا یک هفته‌ی تمام صبر می‌کردیم…