برچسب

زاهدان

روایت‌ها و نوشته‌هایی که با این واژه به هم رسیده‌اند.

نتیجه‌ها

مطالب مرتبط

با همین چادرم

ـ ایشون بهم گفت که من خودم می‌رم و با همین چادرم پای کار هستم. وسط مراسم تشییع نشسته‌ام که این جمله از آقای کمالی را به یاد می‌آورم. قبل از مراسم که با او گفت‌وگو داشتم، مفصل در مورد…

یک‌شبه شجاع نشدیم

کلاس چهارم بودم که اوباما، رئیس جمهور وقت آمریکا، ایران را تهدید به حمله کرده بود. داخل کلاس، بعضی بچه‌ها می‌گفتند: «وسایلمان را در یک کیف جمع کرده‌ایم. شب‌ها از ترس خوابمان نمی‌برد »…

بی‌منت

در ایام کرونا که تعداد کشته‌های روزانه بالا رفته بود، کمتر کسی می‌آمد با آن شرایط سخت، کاری برای تغسیل و تدفین اموات کرونایی انجام بدهد. من به عنوان یک مسلمان، عقیده داشتم که اموات…