چوپان
حاجی، که اصلاً نمیدانم حج رفته یا نه، یک مغازهی کوچک در بازار قدیمی دارد. بهقدری کوچک که بهسختی دو نفر در آن جا میشوند. مغازه شلوغ و نامرتب است و خودش هم پشت یک میز که زیر انواع…
حاجی، که اصلاً نمیدانم حج رفته یا نه، یک مغازهی کوچک در بازار قدیمی دارد. بهقدری کوچک که بهسختی دو نفر در آن جا میشوند. مغازه شلوغ و نامرتب است و خودش هم پشت یک میز که زیر انواع…