ستایش صبوری نیا
نویسنده و راوی

ستایش صبوری نیا

روایت‌ها و نوشته‌های ستایش صبوری نیا را در ادامه بخوانید.

از این نویسنده

نوشته‌ها و روایت‌ها

لبخندی که ماند

تا آن روز ندیده بودمش. فقط خانم حسینی مسئول مرکز رشد گفته بود: «بیاید، مهمان داریم...» وقتی وارد کلاس‌مان شد، لبخند داشت؛ از آن لبخندهایی که حتی اگر نگاهت را برای لحظه‌ای پایین…

آوازِ دوردستِ وطن

مدت‌ها پیش رفته بودند. چند وقتی از شیوع کرونا نگذشته بود که کارهایشان جور شد. کل زندگی‌شان را درون چمدان‌های بزرگ‌شان ریختند و خانه را به مقصد یک کشورِ دیگر ترک کردند. از آن به بعد،…