زیر بلیت هیشکی نرو
رفته بودم کنار دریا که کمی دلم باز شود. هنوز درستوحسابی ننشسته بودم که گوشی زنگ خورد. جواب دادم و طرف شروع کرد به حرف زدن. به قول ننهم، حلقم اندازهی مار بوآ باز شد به داد و بیداد…
رفته بودم کنار دریا که کمی دلم باز شود. هنوز درستوحسابی ننشسته بودم که گوشی زنگ خورد. جواب دادم و طرف شروع کرد به حرف زدن. به قول ننهم، حلقم اندازهی مار بوآ باز شد به داد و بیداد…