عروسِ حضرت زهرا، دامادِ امام رضا
برای اولین بار بود که توی این چند روز به مهدی رو میزدم. اشک تمام صورتم را خیس کرده بود. راه دیگری نداشتم. هرچقدر اصرار و التماس کرده بودم، کارساز نبود. نمیگذاشتند بروم توی معراج.…
برای اولین بار بود که توی این چند روز به مهدی رو میزدم. اشک تمام صورتم را خیس کرده بود. راه دیگری نداشتم. هرچقدر اصرار و التماس کرده بودم، کارساز نبود. نمیگذاشتند بروم توی معراج.…