نگاهم خیره به جعبههای سوهانی بود که همسرم -مهدی- آورده بود. طرح مسجد شیخلطفالله اصفهان، پاسارگاد شیراز، مقبرهی حافظ و سعدی چشمم را گرفته بود. سوغاتیهای مهدی روی دست چرخیدند و ۲۴ ساعت بعد را ندیدند! جعبه را دمر کردم و اسمش را خواندم: «والی». رو کردم بهش: کجاست مغازهاش؟
ـ مغازه نیست، سوهانپزیه. خیابون آذر.
ـ از خونتون خیلی دوره؟
ـ تقریباً. این دفعه اومدی قم میبرمت. جای باصفاییه. امامزاده شاهحمزه هم کنارشه.
مهدی از خوشاخلاقی پرسنلش گفت و ظرف سوهانی که همیشه روی میز است: «یه ظرف مسی پر از سوهان روی پیشخوانه. هرکس وارد میشه تعارفش میکنن. اصلاً کاری ندارن میخری یا نه.»
گوشیاش را درآورد: اینو ببین!
عکس سردر سوهانپزی والی بود. روی بنر نوشته بودند: «اگر هوس سوهان کردید، تشریف بیارید داخل و دهان خود را شیرین کنید؛ به نیت سلامتی و شادی امامزمان.» بعد از خواندن این متن، تکههای سوهان بیشتر برایم مزه میکرد. واقعاً احساس میکردم این عطر و طعم خوش را با هرکسی که از آنجا رد شده، شریک شدهام.
چشمم به سردر سوهان والیست و تصاویری که توی چهار ماه جنگ از مدرسهی میناب منتشر شده، جلوی چشمم رژه میرود. بنر امامزمانیشان عوض شده: «اگر هوس سوهان کردید، تشریف بیارید داخل و دهان خود را شیرین کنید؛ به نیت شادی دانشآموزان شجرهی طیبهی میناب.»
توی خیالم بچههای شجرهی طیبه با لباس فرم و کولهپشتی، برای اردوی زیارتی آمدهاند قم. صدای خندهشان را میشنوم که در بازدید علمی از کارگاه سوهانپزی ذوق کردهاند. خانم عینکی و خوشخندهی پشت پیشخوان هم سوهان تعارفشان میکند.
ـ بریم تو؟
همسرم مرا از دنیای خیال شجرهی طیبه بیرون میکشد. چند مرد با کلاه و پیشبند سفید تا کمر خم شدهاند توی دیگهای سوهان، چند مرد دیگر سوهان میکوبند، دو نفر خانم هم سوهانها را میچینند توی جعبهها. مسئول فروش جلو میآید. قبل از اینکه سوهان قیمت کنیم، میپرسم: «نوشتهی روی بنر رو تغییر دادین؟»
سرش را به نشانهی بله تکان میدهد و ظرف سوهان را میگذارد روی پیشخوان شیشهای: «از نظر حاجآقا (صاحب سوهانپزی) الآن شادی بچههای میناب، شادی امامزمانه. امامزمان منتقم بچههای مینابه.»
بغضم را قورت میدهم. توی دلم به آقای شهید میگویم: «آقا ببین! هرکی به جای خودش، یه گوشهی کار رو گرفته. گاهی کارگاه سوهانپزی میتونه خار چشم دشمن و مأمن هموطن باشه.»
این روایت را چطور دیدید؟
با انتخاب دوباره، رأی خود را پس بگیرید.
دیدگاهها
دیدگاهتان را بنویسید یا گفتوگو را با پاسخ به دیگران ادامه دهید.
در حال دریافت دیدگاهها…