هر شهری برای خودش آبوهوا، اقلیم و شرایط خاصی دارد. مثلاً ما در رشت معضلی داریم به نام لابدانتار که همان تار عنکبوت است. لابدانها گوشههای سقف تار میتنند و انواع حشرات را به دام میاندازند. برای همین در تمیزکاری خانه علاوه بر جارو زدن، گردگیری و طی کشیدن، لابدانتارگیری هم جزو اعمال واجب است. ما بهطور سنتی جارو را میبستیم به لَلِه، یا همان چوب نی، و با آن لابدانتار میگرفتیم.
من چون اصرار داشتم که پرچم فلسطینم در میدان حسابی دیده بشود، یکی از همان لَلِههای لابدانتارگیر مامان را برداشته بودم که متأسفانه زیادی دراز بود و بهزحمت توی ماشین جا میشد. از طرفی چون میدان شهرداری رشت پیادهراه شده است، باید فاصلهی زیادی را پیاده بین کوچهپسکوچههای بازار طی کنیم تا به محل تجمع برسیم. ما هم اغلب با یک تیر دو نشان میزدیم و اول میرفتیم بازار تا خریدهایمان را بکنیم و بعد میرفتیم تجمع، برای همین حمل کردن این چوب دراز گاهی دردسرساز بود.
یک روز در تجمع متوجه شدیم که تعداد زیادی از خانمها میلههای تاشوی شیکی بهعنوان چوب پرچم دستشان است. مامان که خیلی نگران حملونقل چوب پرچم دراز من بود، بهسرعت پرسوجو کرد و متوجه شدیم که آن میلهپرچمهای شیک تاشو، در اصل یک پَر زیبا هم رویشان نصب است و مخصوص لابدانتارگیری است که در یکی از موکبها به فروش میرسد. ما هم به متصدیان امر یکی سفارش دادیم و از روز بعد با میلهپرچم تاشوی شیکی که بهسادگی در کیف جا میشد، به تجمع رفتیم. حقیقتاً گاهی در شهرستانها خلاقیتها و تکنولوژیهای برتری یافت میشود که در پایتخت هم مشاهده نشده است.
این روایت را چطور دیدید؟
با انتخاب دوباره، رأی خود را پس بگیرید.
دیدگاهها
دیدگاهتان را بنویسید یا گفتوگو را با پاسخ به دیگران ادامه دهید.
در حال دریافت دیدگاهها…