حواسش به همه بود
دیروز تماس گرفته بودم با یکی از آشناهای پدرم که کشاورزی اهل مهرستان است. دربارهٔ حادثهٔ تروریستی از او پرسیدم، گفت: «دخترم، واقعیتش من خودم نبودم. خونهام روستاس، ولی دیروز عصر که…
روایتها و نوشتههایی که با این واژه به هم رسیدهاند.
دیروز تماس گرفته بودم با یکی از آشناهای پدرم که کشاورزی اهل مهرستان است. دربارهٔ حادثهٔ تروریستی از او پرسیدم، گفت: «دخترم، واقعیتش من خودم نبودم. خونهام روستاس، ولی دیروز عصر که…
ـ ایشون بهم گفت که من خودم میرم و با همین چادرم پای کار هستم. وسط مراسم تشییع نشستهام که این جمله از آقای کمالی را به یاد میآورم. قبل از مراسم که با او گفتوگو داشتم، مفصل در مورد…
کلاس چهارم بودم که اوباما، رئیس جمهور وقت آمریکا، ایران را تهدید به حمله کرده بود. داخل کلاس، بعضی بچهها میگفتند: «وسایلمان را در یک کیف جمع کردهایم. شبها از ترس خوابمان نمیبرد »…
بخش پایانی کمی مینشیند، میگویم: «از اهالی همین محلهاین؟» میخندد و میگوید: «نه ننه، من از جامجم میآم.» همینقدر بگویم که دو برابر مسیر خانۀ ما تا گلزار، میشد آدرسی که خانۀ…
در ایام کرونا که تعداد کشتههای روزانه بالا رفته بود، کمتر کسی میآمد با آن شرایط سخت، کاری برای تغسیل و تدفین اموات کرونایی انجام بدهد. من به عنوان یک مسلمان، عقیده داشتم که اموات…