علیرضا محبی
نویسنده و راوی

علیرضا محبی

روایت‌ها و نوشته‌های علیرضا محبی را در ادامه بخوانید.

از این نویسنده

نوشته‌ها و روایت‌ها

قرار ما، روی ابرها

ـ مامان اگه شهدا زنده‌ن، پس کجا زندگی می‌کنن؟ ابروهایم بالا رفت و به دخترم نگاه کردم. دلیل این سوال را نمی‌دانستم. کنجکاو بود، می‌خواست بداند بالای ابرها کجاست. توضیح می‌دادم، اما…

دست به ماشه

دست از اسلحه بکشم؟ خیانت است به خودم، وجدانم و کشورم. به قول آقای یامین پور که در عربیکا نوشت: «کسی که می‌تواند بنویسد و قلمش را زمین می‌گذارد؛ مثل سربازی است که می‌تواند بجنگد و…

آسمان آبی، زمین سرخ

لقبش پسر آبی بود. این را بنر بالای سنگ مزارش به ما می‌گفت. وقتی دیروز خانه‌شان رفتیم، متوجه شدم کل خانواده آبی‌اند‌ . پدر، او و دو برادر هم‌تیمی بودند و مادر که بیشتر بی‌طرف بود. شهید…

مشایه ثانی

تا کمی با کسی گرم می‌گیرم از او می‌پرسم؛ تا به حال اربعین رفته‌ای؟ نه که اگر مثلا نرفته باشد، حسرت بخورد که فلانی رفته است، ولی من تا به حال نرفته‌ام؛ نه من که یک غلام خانه‌زاد بیش…