برچسب

خوزستان

روایت‌ها و نوشته‌هایی که با این واژه به هم رسیده‌اند.

نتیجه‌ها

مطالب مرتبط

لقمه‌های معلق

غذا جا افتاده بود. یکی از اعضای خانواده درِ دیگ‌ را برداشت که: «چه بویی راه انداختی » بعد یک‌دفعه گفت: «همین؟ چرا این‌قدر کم پختی؟» به خنده گفتم: «باید تاب‌آوری رو تمرین کنیم.» گذشت،…

لقمه‌های معلق

غذا جا افتاده بود. یکی از اعضای خانواده درِ دیگ‌ را برداشت که: «چه بویی راه انداختی » بعد یک‌دفعه گفت: «همین؟ چرا این‌قدر کم پختی؟» به خنده گفتم: «باید تاب‌آوری رو تمرین کنیم.» گذشت،…

مهم وظیفه‌ام هست

دستش را بالا گرفته بود و صفحهٔ گوشی‌اش را روشن گذاشته بود که همه تصویر صفحهٔ گوشی‌اش را ببینند. نزدیکش شدم. پرسیدم: ـ تصویر کیه؟ ـ شهید حمیدرضا رجب‌زاده. ـ چرا این‌جوری داری نشونش…