کارشناسهایی از ویکیپدیا
اخبار شبانه همزمان با تخمههای آفتابگردانش تمام شد. دستش را روی بشقابِ پر از پوستتخمه تکاند؛ بشقابی که اگر یک دانهی تخمه دیگر روی آن مینشست، کوهِ پوستها فرو میریخت. شاهانه به…
روایتها و نوشتههایی که با این واژه به هم رسیدهاند.
اخبار شبانه همزمان با تخمههای آفتابگردانش تمام شد. دستش را روی بشقابِ پر از پوستتخمه تکاند؛ بشقابی که اگر یک دانهی تخمه دیگر روی آن مینشست، کوهِ پوستها فرو میریخت. شاهانه به…
دست از اسلحه بکشم؟ خیانت است به خودم، وجدانم و کشورم. به قول آقای یامین پور که در عربیکا نوشت: «کسی که میتواند بنویسد و قلمش را زمین میگذارد؛ مثل سربازی است که میتواند بجنگد و…
شاهرود برنامه داشتم. یک روز مهمان مصطفی واحدی و خانوادهی محترمش بودیم؛ راستش اول اکراه داشتم که به منزل کسی بروم که شناخت درستی از او ندارم. وقتی گفتند ایشان مسئول حوزهی هنری است،…