برچسب

نبرد هرمز

روایت‌ها و نوشته‌هایی که با این واژه به هم رسیده‌اند.

نتیجه‌ها

مطالب مرتبط

ده روز

بعضی اتفاق‌ها را نمی‌شود روایت کرد. هرچقدر هم بمانند، ته‌نشین نمی‌شوند. نمی‌نشینند یک گوشه‌ی ذهن تا بعد، یک روز که خواستی، دستت را ببرند سمت کاغذ و بگویند: «حالا بنویس.» چند بار…

یک جایی، یک چیزی

هرمزگانی‌ها هفت شبانه‌روز عروسی‌شان طول می‌کشد و برای هر شب، یک اسم و رسم مخصوص دارند؛ یک شب حنادزدی است، یک شب حنابندان، یک شب لباس و خریدهای عروس و داماد را با ساز و دهل می‌برند و…

عروسی خونین

اسم کوهستک را خوانده و نخوانده، دستم رفت روی اسم لیلا و زنگش زدم. لیلا همانی است که هر روز برای رزمنده‌ها میان‌وعده درست می‌کرد. همین یک ماه پیش توی کوهستک مهمانش بودم و همین یک هفته…