شبنم غفاری حسینی
نویسنده و راوی

شبنم غفاری حسینی

روایت‌ها و نوشته‌های شبنم غفاری حسینی را در ادامه بخوانید.

از این نویسنده

نوشته‌ها و روایت‌ها

عروسی خونین

اسم کوهستک را خوانده و نخوانده، دستم رفت روی اسم لیلا و زنگش زدم. لیلا همانی است که هر روز برای رزمنده‌ها میان‌وعده درست می‌کرد. همین یک ماه پیش توی کوهستک مهمانش بودم و همین یک هفته…

فدای آقا

نشسته بود روی جدول کنار خیابان. پر روسری مشکی‌اش را انداخته بود روی شانه‌اش. جلوی موهای سفیدش از روسری بیرون زده بود. انگار منتظر یک تلنگر بود تا اشکش دربیاید. گفت: «به یاد شوهرم…

سوگ بی‌مرز

به سرووضع‌شان می‌خورد دانشجو باشند و ایرانی؛ سال چهارمِ پزشکی بودند ولی ایرانی؟ نه. اهلِ منطقه‌ای از کشمیر بودند که تحت حکومت هند است. دخترِ اول از سمت راست، اسمش «آفرین اقبال» است.…