آقای اینهمه لشکر آمده
اسمش «آقای اینهمه لشکر آمده» است؛ یعنی مردم همه به این اسم صدایش میکنند. از انتهای مسیر تجمع برازجان که با اتوبوس مسدودش کردند، با همین علم بر دوشش، تکتک کسانی را که روی صندلیها و…
اسمش «آقای اینهمه لشکر آمده» است؛ یعنی مردم همه به این اسم صدایش میکنند. از انتهای مسیر تجمع برازجان که با اتوبوس مسدودش کردند، با همین علم بر دوشش، تکتک کسانی را که روی صندلیها و…
چند تا بساط امانت کتاب وسط تجمع میدان شهدا پهن شده بود. امانت دادن آن هم به مردم غریبهی توی خیابان رسم عجیبی بود. یک مادر با دو تا دخترهای ۷ ۸ سالهاش کتاب چیده بودند روی حصیرشان.…
عَلَمِ سبزِ چهارمتری دستِ یک دخترِ یازدهساله بود. تمامِ طولِ تجمع فقط با دخترهای همسنوسالِ خودش دستبهدستش میکردند و ندیدم به کسِ دیگری بدهند. اسمش یکتا بود. گفت از همان شبهای…
گفت شوهرم کارگر است؛ ولی تهوتوی قضیه را درآوردم، گوسفند زیاد داشتند و دامدار بودند. اهل روستای «برغمد» خراسان رضوی است. ۲۵ سال پیش ازدواج کرده و مهریهاش را هم گرفته است. آقایی ۵۰…
صبح توی مترو صدا بلند شد. زنی پرچم بهدوش داشت، با یکی که نشسته بود و نمیدیدمش صحبت میکرد؛ میگفت: «این همه شهید، این همه بچههای میناب بس نبود؟ نفهمیدین دوست کیه، دشمن کیه؟» حالا…