فرصتی مهیا شده بود و فارغ از هیاهوی بچه‌ها و کار، نشسته بودیم و چایی خوش‌طعم سوغات چابهار را می‌نوشیدیم؛ آخر هر دفعه برای مأموریت به شهری برود، محال است دست‌خالی برگردد. پرسیدم:

  • آقا! خب حالا که چه؟ اینکه بعد از یک سال و خورده‌ای، با پرپر شدن چند هزار زن و کودک دارند برمی‌گردند به مخروبه‌هایشان، خوشحالی دارد؟ اسمش پیروزی است؟
  • گفت چی؟

مثل همیشه باید یک چیز را دو بار از او بپرسم یا برایش تعریف کنم. هیچ‌وقت بیکار نیست. سرش یا توی کتاب است یا دارد کتاب‌های خودش را پشت کامپیوتر تایپ می‌کند یا اینکه صفحه گوشی‌اش سبز است. توی آن بازی فوتبال اعصاب‌خردکن به سر می‌برد. حواسش به من نیست؛ اما دیگر عادتم شده. پس عصبانی نمی‌شوم و دوباره می‌پرسم:

  • غزه چطور پیروز شده؟ این‌ها چرا خوشحالی می‌کنند؟ جبهه مقاومت چه دستاوردی داشته؟ آن‌ها که این‌همه تلفات داده‌اند.

تازه می‌فهمد چه می‌گویم. کتاب «خار و میخک» را می‌بندد و مثل استادی که می‌خواهد شاگردش را شیرفهم کند، رو به من می‌کند:

  • ببین مهم‌ترین مسئله آن‌ها این بوده که از یک حمله پیش‌دستانه جلوگیری کرده‌اند. قبل از ۷ اکتبر اسرائیل بنا داشته به غزه حمله کند. این حمله ۷ اکتبر تمام نقشه‌هایشان را نقش بر آب کرده.

دومین مسئله اینکه حماس با این کار توانست تعداد زیادی از اسرای قدیمی مربوط به گروه‌های مختلف فلسطینی را هم آزاد کند که خود این، یک همبستگی بین گروه‌های مختلف در فلسطین ایجاد می‌کند.

از همه مهم‌تر و بزرگ‌تر اینکه مسئله فلسطین دوباره توی دنیا بر سر زبان‌ها افتاد. تو همه‌جای دنیا آدم‌های خوبی پیدا شدند که به قدر بضاعتشون برای فلسطینی‌ها کار کردند؛ تجمع کردند، کمک مالی کردند، قلم زدند، عکس و فیلم منتشر کردند.

۷ اکتبر یه تکان اساسی داد به همه آدم‌هایی که ته دلشان انسانیت وجود دارد. قلقلکشان داد تا کاری بکنند؛ از صف ظلم جدا بشوند، حتی اگر به قدر نوشتن یه روایت چندسطری از مقاومت غزه باشد.

یک جرعه از چای خوش‌رنگ می‌نوشم و به حرف‌هایش بیشتر فکر می‌کنم. به اینکه مؤمن چون خدا را دارد، چون به آخرت ایمان دارد، چون امید دارد، سختی‌های دنیا را تحمل می‌کند؛ می‌داند دنیا بازیچه‌ای بیش نیست. همان‌طور که خدا در قرآن می‌فرماید:

وَما هٰذِهِ الحَياةُ الدُّنيا إِلّا لَهوٌ وَلَعِبٌ ۚ وَإِنَّ الدّارَ الآخِرَةَ لَهِيَ الحَيَوانُ ۚ لَو كانوا يَعلَمونَ﴿۶۴﴾ عنکبوت

این زندگی دنیا چیزی جز سرگرمی و بازی نیست؛ و زندگی واقعی سرای آخرت است، اگر می‌دانستند.

این روایت را چطور دیدید؟

با انتخاب دوباره، رأی خود را پس بگیرید.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید یا گفت‌وگو را با پاسخ به دیگران ادامه دهید.