دبیرستانی بودیم و می‌آمدی در حلقه‌ی بچه‌های ما صحبت می‌کردی؛ آن زمان‌ها تازه طلبه شده بودی ولی تبلیغ را رها نمی‌کردی. آخر خیابان تهران، یک کافه‌کتاب داشتی که طبقه‌ی بالایی داشت و آنجا گعده برگزار می‌کردی. با بچه‌های مؤسسه می‌آمدیم آن بالا و گعده می‌کردیم؛ یادته آقا مصطفی؟ بعدها که دانشجو شدم، هر وقت شاهرود می‌آمدم، یک سر به کافه‌کتاب شما می‌زدم ولی چون خودت کتاب‌باز بودی، قیمت‌ها را به‌روز می‌کردی.

سال آخر دانشگاه بودم وقتی عقد کردم، اولین کادوی عقدم را از کافه‌کتاب شما گرفتم؛ یک کیسه‌ی پارچه‌ای که رویش نوشته بود: «هزار کاکلی شاد در چشمان دوست.» وقتی می‌خواستم مراسم عروسی بگیرم با شما مشورت کردم؛ یادت هست آقا مصطفی؟ می‌گفتم: «الان شام میکس جوجه و کوبیده بدهم که تجملاتی نیست؟» و شما لبخند زدی و گفتی: «نه عزیز.» کارت عروسی به شما دادم و گفتی: «سعی می‌کنم بیایم اما به احتمال زیاد نمی‌رسم.»

بعدها هم رئیس بنیاد علوی شدی. از مادر می‌شنیدم که چقدر به روستاهای خارتوران سر می‌زدی؛ شاید بعد از کاظم جلالی (سفیر فعلی ایران در روسیه) در آستانه‌ی انتخابات مجلس، دومین مسئولی بودی که به روستای کوچک ما در حاشیه‌ی ۱۲۰ کیلومتری شاهرود می‌آمدی، اما نه برای رأی جمع کردن، بلکه برای خدمت.

چند سال پیش با شیخ رضا آمدیم تهران و کتاب‌فروشی‌ها را تک‌به‌تک می‌رفتیم. از انقلاب تا کریم‌خان، شیخ یکهو درآمد و گفت: «با مصطفی هماهنگ کردم که بیاید با هم برویم کتاب‌گردی.» من آن موقع علی رکاب را نمی‌شناختم، ولی تو می‌شناختی و ما را بردی به کتاب‌فروشی و با هم چای خوردیم و گپ زدیم. یادت هست؟

از آن زمان که می‌شناختمت همیشه در شاهرود کار می‌کردی ولی اثر کارهایت فراتر از شاهرود بود و خیلی‌ها تو را می‌شناختند. بعد هم شدی مدیر حوزه‌ی هنری شاهرود. یک روز که آمده بودم به دایی‌ام سر بزنم، زنگ زدم و گفتم: «وقت دارید بیایم گپی بزنیم؟» شما هم با روی باز پذیرفتید.

از آن روز سه سال می‌گذرد و امروز ظهر در گروه همان نوجوان‌هایی که برایشان می‌آمدی سخنرانی و الان هرکدام مردی شده‌اند، خبری دیدم که هنوز باورش نکردم. وقتی که داشتی از مأموریت برمی‌گشتی، تصادف کردی و به رحمت خدا رفتی.

آقا مصطفی! شب جمعه سلام ما را به رهبر شهیدمان برسان.

این روایت را چطور دیدید؟

با انتخاب دوباره، رأی خود را پس بگیرید.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید یا گفت‌وگو را با پاسخ به دیگران ادامه دهید.

برچسب‌ها #قم