دهدقیقه بود خادمِ زینبیه آخرین سینیِ چای را چرخانده بود و نگاهش به استکانِ پُرِ من بود. خانمِ کناری گفت: «چایت سرد میشه.»
من توی فکرِ تمامشدنِ روضهها بودم و هرچه فکر میکردم یادم نمیآمد امسال روضهی خانگی رفتهام یا نه؟
گوشی را برداشتم و از استکانِ چای و نعلبکیِ آنتیکش عکس گرفتم. چای را خوردم و استکان را گذاشتم روی پیشخوانِ چایخانه، کنارِ دستِ خادم.
چند دقیقه نگذشته بود که دوسهتا پیامک رسید. دعوت شده بودم به یک روضهی خانگی؛ فرداشب ساعت هشت. صاحبخانه سلام رسانده بود و گفته بود: «خوشحال میشم ببینمتون. برا امامرضا(ع) روضه داریم.»
قند توی دلم آب شد. دفعۀ اول که رفته بودم خانهشان، عیدِ امسال بود. آن روز را توی ذهنم مجسم کردم؛ یک دیوارکوبِ «یا علیبنموسیالرضا» بالای تلویزیون بود. روی دیوارِ مقابل هم عکسی از حاجقاسم بود با لباس خادمیِ امامرضا(ع).
همان روز سیدهزهرا لابهلای حرفهایمان لحنش عوض شد؛ هر جمله را که میگفت، مکث میکرد: «وقتی مطمئن شدیم احمد جاویدالاثر شده و نباید منتظر پیکر و تشییع بمونیم، تو گلزار شهدا مراسم گرفتیم...»
تازه آنوقت از یکی از مهمانها شنیده بود که احمد مدلی از خادمیِ امامرضا(ع) را انتخاب کرده بوده. هر وقت از دریا برمیگشت، میرفت به مؤسسهای که منتسب به آقا بوده و کاری قبول میکرد؛ از تعمیر کولر بگیر تا کمکهای نقدی.
شبِ بیستونهمِ صفر، کمی از ساعت ۸ گذشته بود که رسیدم خانهشان. با اینکه پابهماه شده، هر بار آهسته جلوی مهمانها بلند میشد و خوشآمد میگفت.
بعد از زیارتِ عاشورا، بستههای خوشرنگِ خوراکی بین بچهها تقسیم شد. یادِ حرفهای سیدهزهرا از روزهای آخر افتادم. احمد چند روز قبل از رفتنش با کلی خوراکی آمده بود خانه؛ با هم بستهبندی کرده بودند و شبِ نیمهشعبان، توی جشنِ هیئتِ رایتالعباس، بین بچهها پخش کرده بودند.
از فکرِ اینکه سیدهزهرا ایندفعه دستتنها خوراکیها را آماده کرده و چقدر تلاش کرده تا شبیه دفعۀ قبل شود، دلم گرفت.
وقتی آخرِ مراسم، نوحهخوان خواست عزای سرپایی بگیرد، بلند شدم و توی حلقۀ دومِ زنها خودم را جا کردم. چشمم به قابهای روی دیوار افتاد. حالا عکسِ دو شهیدِ دیگر کنارِ عکسِ حاجقاسم بود.
پ.ن: شهید احمد قاسمی، اسفند ۱۴۰۴ در حملۀ آمریکا به یک شناورِ غیرنظامی در خلیجفارس به شهادت رسید.
این روایت را چطور دیدید؟
با انتخاب دوباره، رأی خود را پس بگیرید.
دیدگاهها
دیدگاهتان را بنویسید یا گفتوگو را با پاسخ به دیگران ادامه دهید.
در حال دریافت دیدگاهها…