شب هشتم محرم، از شهید اربا اربای جنگ رمضان برایم گفت.

ـ امشب ششمین تیکه از پیکرش، کوچک‌تر از یه کف دست پیدا شده.

نشستم به حساب کردن، حداقل دو ماه از آتش‌بس گذشته. چرا بعد از این همه وقت هنوز پیکر شهید کامل تفحص نشده؟ مگه چطور شهید شده؟

ـ از بچه‌های هوافضای سپاه بوده و پای لانچر. موشک مستقیم می‌خوره بهش. پای همون لانچری که سر پست بوده و این مدت نمازها رو اول وقت همون‌جا خونده، کنار یه درخت. پیکر متلاشی شده و نمی‌شده از شاخه‌ها جداش کرد. چند شاخه رو گذاشتن تو تابوت و تشییع کردن. اما... اما باباش دلش راضی نمی‌شد. این‌قدر گشت تا ۶ تکه کوچیک دیگه رو، تو شش روز مختلف پیدا کرده. می‌دونی دلش می‌خواد وقتی دختر کوچیک احسان رو می‌بره سر مزار، دلش قرص باشه که قبر خالی نیس.

پی‌نوشت: پاسدار شهید احسان حاجیان ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ در حین ماموریت در شهرستان دشتی به شهادت رسید.