از خیابان فرعی نجف به خیابان اصلی رسیدم. ترافیک ماشین‌ها به‌سمت کربلا مبهوتم کرد! حشدالشعبی و پلیس هم کنترل نظم خیابان را در دست داشتند. روی خیلی از ماشین‌ها عکس بزرگ آقای شهید را چسبانده بودند و به کربلا می‌رفتند. از ماشین‌ها داشتم عکس می‌گرفتم که یکی از آن‌ها ترمز کرد و تعارف زد که کربلا برای تشییع نمی‌آیی؟ حس و حالشان را خریدارم.

تو مسیر، مردم با چای از زائران پذیرایی می‌کردند. اما نکته عجیب اینکه خانم‌هایشان، ناراحت کنار خیابان ایستاده بودند و مردهایشان را بدرقه می‌کردند. اغلب عراقی‌ها رسم ندارند خانم‌هایشان را به تشییع ببرند. خانم‌ها می‌گفتند ما در خانه‌هایمان روضه و سینه‌زنی برای آقا می‌گیریم.

این روایت را چطور دیدید؟

با انتخاب دوباره، رأی خود را پس بگیرید.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید یا گفت‌وگو را با پاسخ به دیگران ادامه دهید.