برچسب

قم

روایت‌ها و نوشته‌هایی که با این واژه به هم رسیده‌اند.

نتیجه‌ها

مطالب مرتبط

سیِ خامنه‌ای

نسبت‌شان را نپرسیدم؛ حالا یا قوم‌وخویش بودند یا هم‌شهری، مهم نبود که. مهم این بود دو تا زن با صورت‌هایی آفتاب‌سوخته، ساعت چهار بعدازظهر، ظلِ آفتاب کفِ صحنِ مسجد جمکران بودند و…

ما خسته می‌شیم؟!

حتی نمی‌دانستم جنوب کرمان هم رودبار دارد. فکر می‌کردم رودبار فقط برای شمال کشورمان است. گفتند تازه رسیده‌ایم و یکسره آمده‌ایم جمکران و منتظریم تا با رهبر شهید خداحافظی کنیم. انتظار،…

لندینگ‌کرافت

من و مادر تنهاییم. می‌گوید موقع اصابت روی لندیگ‌کرافت بوده. سریع توی اینترنت جستجو می‌کنم «لندینگ‌کرافت چیست؟ » شناور عظیمی که مسئول بردن مهمات و آذوقه به جزایر بوده. حجت سعیدآبادی با…

من تا آخرش هستم

می‌ایستم روبه‌روی پل جمهوری. مردم با پرچم و عکس امامِ امت، شعار می‌دهند. هر لحظه جمعیت بیشتر می‌شود. خانمی سالخورده می‌ایستد کنارم. ابروهایش در هم است و با تلفن همراهش صحبت می‌کند.…

نمک‌پرورده

زیر پل شهید سیدحسن نصرالله، انتهای جمعیت روبه‌روی جایگاه «رادیو حماسه» ایستاده بودم. دو خانم با ظاهری متفاوت کنار هم ایستاده بودند و پرچم ایران را تکان می‌دادند. پوشش یکی از آن‌ها…

تنها نبود

منتظر ایستاده بودم تا پسرک روی دوش دوستانش از راه برسد. بالای لبشان تازه سبز شده بود. هنوز جا داشت قدشان بلند‌تر شود. هنوز پشت نیمکت‌های چوبی مدرسه که می‌نشستند، زانویشان به جامیزی…